سه‌شنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۳:۲۹
کد مطلب: ۴۱۹۲۶۰

صد شب است که خیابان‌های ایران، نه با چراغ‌های شهر، که با شعله‌های غیرت و وفاداری روشن شده است. از شوک تلخ فقدان تا تلاقی شور و بصیرت در میادین، این ملت ثابت کرد که اراده، بر هر ابزاری چیره است. روایتی از صد شب مقامت که در هر پایانش، نجوای «اِلهی عَظُمَ الْبَلاء» را به آسمان‌ها می‌برد تا روایتگر پیوندِ ناگسستنی زمین شعله‌ور و آسمان پناه‌بخش باشد.

صد شب تا طلوع؛ حماسه‌ ملتی که نمی‌شکند

خانه ملت؛ هدی ریسمانچی- صد شب است که تاریخ، ایران را با رنگی دیگر می‌بیند؛ صد شب از آن شنبه‌ی تلخی که آسمان این سرزمین با خون «رهبر شهید» رنگین شد و دشمن با تمام تکبرش گمان برد که با این ضربه، ستون‌های اراده‌ این ملت فرو می‌ریزد. اما غافل بود که در این خاک، غم وقتی با ایمان گره می‌خورد، نه به تسلیم، که به طوفانی از مقاومت بدل می‌شود.

صد شب است که تاریکی خیابان‌ها نه با چراغ‌های شهر، که با شعله‌های غیرت مردمی روشن شده است که در میانه‌ خاکسترهای تهاجم، راه خود را به سوی «عشق و وفاداری» پیدا کردند و شب‌های شهر را به میعادگاه‌های بیداری تبدیل نمودند.

در این صد شب، هر تجمعی یک حماسه و هر شعاری یک مانیفست بود. این صد شب، در واقع بازسازیِ پیوند میان ملت و آرمان‌هایش بود؛ جایی که هر فریاد، پاتکی به جنگ روانی دشمن می‌شد و هر گامی در خیابان، پاسخی دندان‌شکن به این باور غلط می‌داد که گمان می‌کردند با فقدان رهبری، مسیر گم می‌شود.

میادین بزرگ شهر، از انقلاب و ولی‌عصر تا کوچه‌های دورافتاده، در طول این صد شب شاهد تلاقی شور و بصیرت مردمی بود که با حضورشان، مرزبندی دقیقی میان عزت علوی و ذلت استعماری برای جهانیان ترسیم کردند.

تحلیل این صد شب حماسه، در یک حقیقت ساده و تکان‌دهنده نهفته است: «پیروزیِ اراده بر ابزار». در حالی که دشمن با موشک و پهپاد و محاسبات سرد نظامی پیش می‌آمد، مردم در طول این صد شب با «سینه» و «عشق» پاسخ دادند.

این حضور عاشقانه ثابت کرد که رهبری در این سرزمین، دیگر تنها یک جایگاه نیست، بلکه ایمانی است که در رگ‌های هر ایرانی جاری شده است. دشمن می‌خواست خیابان را محل گسست کند، اما مردم در این صد شب، آن را محل پیوند یافتند و نشان دادند که هر چه فشار بر این ملت بیشتر شود، ریشه‌های وفاداری آن‌ها به شهیدشان عمیق‌تر می‌شود.

امروز ایران به دنیا نشان داد که اگر ستون‌های ساختمان‌هایش بلرزد، ستون اراده‌اش هرگز تکان نمی‌خورد و این صد شب بیداری، مقدمه‌ای بود برای طلوعی بزرگ؛ طلوعی که در آن خون رهبر شهید، نه پایان، که آغاز عصری نو از اقتدار بود.

و در پایان هر شب از این صد شب، وقتی خستگی در برابر عشق شکست می‌خورد، هزاران دست به سوی آسمان می‌رود و نجوایی یکصدا، فضای تجمعات را می‌پوشاند تا دعای «اِلهی عَظُمَ البَلاء» چون پناهگاهی امن، این جمعیت را در آغوش بگیرد و آن‌ها را از هر گزند و بلایی در امان دارد. /

پایان پیام

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
captcha

آخرین اخبار